بدون عنوان
واسه عقد بندون خاله هانی رفتیم واسه بابایی کت وشلوار بگبریم بابایی رفت اتاق پرو ما واسش لباس میبردیمتا امتحان کنه خلاصه بابایی انتخاب کرد وپسندید،دیدیم اقا ابوالفضل نیست دیدیم رفته تو اتاق پرو واستاده ،میگم بیابریم میگه مامان کت وشلوار ماله باباهاست ماله مامانا نیست منم میخام خلاصه مجبورمون کرد مثل باباش واسش لباس ببریم و بیاریم تا اقا انتخاب کنه،ژستاش جلو ایینه خیلی قشنگ بود بیشتر از ابوالفضل من خیلی ذوق کرده بودم چون برا اولین بار احساس کردم پسرم داره برا خودش مردی میشه،تازه وقتی براش کت میبردم در هم می بست ،که یعنی کسی نبینه،خلاصه مجبورمون کرد واسش یه دست کت وشلوار بخریم،قربونت برم .ان شاا... کت وشلوار دامادبت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان
