مامان و پسر

بدون عنوان

این هفته پسرم یه کار جدید یاد گرفته ما که یادش ندادیم فکر کنم تو مهدکودک یاد گرفته مثل یه ژیمناسیک کار حرفه ای تو خونه میچرخه و خودش اویزون میکنه،اولش که اینکارو کرد چند لحظه فقط هنگ کردم واقعا کار خطرناکیه،حتی بزرگ هم بشه اینجور کلاسا نمی فرستمش،قربونت برم پسرم،گلم،اینکارو نکن.
5 شهريور 1392

غذای کودک

نان تست خر مایی تخم مرغ:1عدد شیر:1فنجان ارد سفید:2قاشق غذاخوری نان تست:4 لایه خرما:10عدد طرز تهیه:تخم مرغ را در ظرفی ریخته وهم زنید سپس شیر را به ان اضافهکرده وارد را کم کم به ان افزوده،نان تست ها را در مخلوط گذاشته وبعد از پنح دقیقه انها را برداشته ،هسته خرما را گرفته انها را نرم کرده وروی نان تست قراردهید،لایه دیگری راروی ان قرار دهید ودر روغن سرخ نمایید.
4 شهريور 1392

بدون عنوان

این هفته خیلی ناراحت شدم پسرعمه ابوالفضل که هم سن وساله خودشه ابجوش ریخته روش وسوخته،انگار نصف بدنش سوخته،این هشداری واسه من که تو این زمینه خیلی بیخیالم والبته پسرم هم خیلی شیطون ،امیدوارم هرچه زودترخوب بشه چون واقعا دل ادم میسوزه
30 مرداد 1392

بدون عنوان

دارم نماز میخونم پسرم اومده داره صدام میزنه،منم جوابش نمیدم رفته 100 تومانی اورده نشون میده میگه اگه با من حرف بزنی من با این پول برات خوراکی میخرم  ...
15 مرداد 1392

تربیت کودک سه ساله

هیجان حرکت: حالت عمومی بدن، تمایز واضحی را بین کودک نوپا  و کودک سه ساله نشان می دهد. کودک سه ساله صاف تر می ایستد. برجستگی شکم او کمتر است که در نتیجه او را لاغرتر نشان می دهد. راه رفتن کودک سه ساله موزون و زیباست. او می تواند به جلو، عقب و طرفین قدم بردارد و حتی قادر است  روی پنجه های پایش بایستد. باری او دویدن بیش از راه رفتن جاذبه دارد. کودک سه ساله به یورتمه رفتن علاقه دارد. یورتمه نوعی حرکت است که در آن، همیشه یک پا جلو و پای دیگر عقب قرار می گیرد. کودکان سه ساله قادرند تا ارتفاع حدود30 س از سطح زمین بپرند و عاشق پریدن از آخرین پله پلکان هستند بالا رفتن از پله مهارتی است که در این دوره از زندگی افزایش مس یابد. راندن...
15 مرداد 1392

بدون عنوان

برام مهم نیست پسرم تو مسابقه رای بیاره یا نه؟برام مهم اینه که تو مسابقه شرکت کردم و یه یادگاری به جا بمونه.متشکرم از تمام کسانی که رای دادند.ممنون
12 مرداد 1392

بدون عنوان

این هفته پسرم یه نقاشی واقعی کشید ،یه دایره کج و کوله ی بزرگ با دو تا چشم ودو تا  دست با یه دماغ گنده،گفت نگاه کن مامانی من تو را کشیدم،میخاد بابا را بکشم گفتم بکش،همون شکل قبلی کشید،کلی ذوق کردم بخاطر اینکه تا حالا همش خط میکشید خطهای نامفهمومی که خودش میگفت نقاشی،ولی حالا که داره یه نقاشی واقعی میکشه چرا منو اینقدر زشت کشیده....
10 مرداد 1392